تبلیغات
برام هیچ حسی شبیه تو نیست - حاكم مهربان و حسن
برام هیچ حسی شبیه تو نیست
سه شنبه 29 آذر 1390 :: نویسنده :
حاکمی با مهربانی به مردمش گفت:
بیایید و صادقانه مشکلات را بگویید!
مردی بنام حسن از میان مردم بلند شد و نزد حاکم رفت و گفت :
گندم که گفتی چه شد؟
شیر که گفتی چه شد؟
مسکن که گفتی چه شد؟
کار که گفتی چه شد؟
حاکم گفت ممنونم که مرا آگاه کردی
همه چیز درست میشود...
 
یک سال بعد...
 
حاکم مجدد با مهربانی گفت صادقانه مشکلات را بگویید !
کسی چیزی نگفت!
تنها از میان جمعیت فردی ناشناس به آرامی گفت:
حسن چه شد؟




نوع مطلب : آموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 08:21 ب.ظ
Wow! After all I got a web site from where I know how to genuinely obtain valuable information concerning my study and knowledge.
شنبه 14 مرداد 1396 05:25 ب.ظ
I have read so many articles regarding the blogger lovers however this article is
genuinely a nice article, keep it up.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ :
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :